رفتن به بالا
  • یکشنبه - ۲۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۲۳:۴۸
  • کد خبر : ۱۸۶۱
  • چاپ خبر : چرا سیاستمداران ما اهل تاریخ نیستند/ به قلم : دکترفرامرز خیبری کارشناس اقتصادی
یادداشت کارشناس مسایل اقتصادی:

چرا سیاستمداران ما اهل تاریخ نیستند/ به قلم : دکترفرامرز خیبری کارشناس اقتصادی

بنام خدا  هنگامیکه تاریخ ایران را در طول ادوار گذشته مطالعه می کنیم و شکست ها و پیروزی ها را مورد بررسی قرار می دهیم متوجه یک ضعف عمده و زخم عمیق فکری ناشی از عدم پذیرش واقعیت ها و تسلیم در مقابل باورهای نادرست را می توان در سیاستمداران کشور طی این ادوار مشاهده […]

بنام خدا

 هنگامیکه تاریخ ایران را در طول ادوار گذشته مطالعه می کنیم و شکست ها و پیروزی ها را مورد بررسی قرار می دهیم متوجه یک ضعف عمده و زخم عمیق فکری ناشی از عدم پذیرش واقعیت ها و تسلیم در مقابل باورهای نادرست را می توان در سیاستمداران کشور طی این ادوار مشاهده کرد.

نگارنده قصد تحلیل دلایل این عدم پذیرش را ندارد لیکن در نظر دارد بدون بازگشت به دوران دیر حکومت ها و فقط بطور فشرده، بخشی از وقابع تاریخی تعدادی از سیاستمداران کشورهای مختلف را در مقاطع مختلف مورد اشاره قرار دهد. شاید ذکر این موارد بدون نیاز به هیچ تحلیلی بتواند کمکی به یافتن دلایل عدم پذیرش واقع بینی در بین سیاستمداران ایرانی بویژه در دوران معاصر نماید.

اینکه می گویند اهالی ایران زمین عموماً احساسی هستند، اینکه می گویند عموماٌ ایرانیان اهل تعمق نیستند، اینکه می گویند اهل ورود به تاریخ و مطالعه شکست ها و تحلیل آن و گرفتن درس عبرت نیستند و بسیار موارد دیگر بخشی از تربیت نسل هایی است که درس شهامت را از شمشیر و تفنگ آموخته و تدبیر را ترس و زبونی او. پذیرش هر واقعیتی هرچند تلخ و ناگوار بزرگترین شهامت بشر امروز است.

در جنگ دوم جهانی انگلیس توانست به کدهای رمز ارتش هیتلری دست پیدا کند. چرچیل متوجه شد که نیروی هوائی ارتش هیتلری طی دو هفته آینده بیرمنگام را مورد حمله هوائی قرار خواهد داد. برآورد اولیه دولت انگلیس از تلفات جانی ناشی از این حمله کشته شدن بیش از ۵۰ هزار نفر بود. چرچیل و ارتشیان بر سر یک دو راهی قرار گرفته بودند. یا باید بیرمنگام را از سکنه خالی کنند که در اینصورت ارتش هیتلری متوجه لو رفتن کدهای رمز می شد و آگاهی به برنامه های آتی ارتش هیتلری را از دست می دادند و در نتیجه شاهد کشته شدن صدها هزار نفر در سراسر دنیا می شدند و یا اینکه با یک واقعیت تلخ و تاریخی که ارزیابی و قضاوت در مورد تصمیم وی را به آینده می سپرد، روبرو شوند.

چرچیل چندین ساعت به تنهائی در اتاق خود تک و تنها مشغول بررسی و ارزیابی و نهایتاً تصمیم گیری بود. بالاخره او تصمیم خود را گرفت و دستور داد که ارتش انگلیس هیچگونه اقدامی که حاکی از اطلاعات بدست آمده باشد از خود بروز ندهد و اجازه داد که بمباران صورت گیرد. لیکن سیستم ضد هوائی را بشدت در آن شهر افزایش داد تا از تلفات کاسته شود.

وقتی بعضی از اعضاء کابینه اش تصمیم او را مورد سوال قرار می دهند، می گوید: مردها دو گونه اند یا فیلسوف اند که بهتر است به کشف حقایق مشغول شوند و یا سیاستمدار که بهتر است با واقعیت ها دست و پنجه نرم کنند و  منتظر قضاوت امروز نباشند و اجازه دهند تاریخ در مورد آنها قضاوت کند.

سالها بعد از پایان جنگ و مرگ چرچیل، همواره این تصمیم واقع گرایانه چرچیل را، یکی از خصوصیات بارز و برجسته این سیاستمدار قلمداد می کنند. چرچیل هیچگاه تحت تاثیر احساسات و افکار روشنفکرمابانه و فیلسوفانه قرار نگرفت. او همواره یک واقع گرا بود.

در جریان امضاء صلح نامه دیتون بین صربها، کروات ها  و مسلمانان بوسنی به رهبری عزت بگوویچ، بسیاری از سیاستمداران بوسنی مخالف امضاء صلح نامه بودند و عزت بگوویچ را که در آن مقطع ریاست جمهوری را بعهده داشت به خیانت به مردم مسلمان بوسنی متهم می کردند، بویژه نسل جوان و دو آتشه بوسنی.

او در بین خبرنگاران داخلی و خارجی جمله ای معروف دارد که؛ “هریک دقیقه که من زودتر این قرارداد صلح را امضاء کنم از تجاوز به زنان و دختران مسلمان بوسنی جلوگیری کرده ام”. و این چنین بود که قرارداد صلح را امضاء کرد و هم اینک در بوسنی مجسمه او مورد پرستش قرار می گیرد و مردم بوسنی واقع بینی و ژرف اندیشی او را مورد ستایش قرار         می دهند.

  • پس از پیروزی ژنرال فرانکو در جنگ های داخلی اسپانیا او قدرت را بطور کامل در اختیار گرفت. پادشاه وقت (پدر کارلوس پادشاه فعلی اسپانیا) را خلع وکارلوس جوان را در کنار خود قرار داد تا شیوه کشور داری را برای بعد از مرگ او (ژنرال فرانکو) یاد بگیرد. فرانکو قبل از مرگ وصیت کرد که کلیه زندانیانی که در جنگ های داخلی برعلیه او جنگیده بودند آزاد کنند. او گفت که آنها ضد اسپانیا نبودند، ضد فرانکو بودند و حال که فرانکو نیست آنها را آزاد کنند.
  • فرانکو در زمان حیات خود مقرری برای همسرش تعیین کرد و به تنها فرزندش که یک دختر بود وصیت کرد که بعد از مرگش او و همسرش حق دخالت در امور سیاسی کشور را ندارند. چنانکه پس از مرگ او و استقرار خوان کارلوس بعنوان پادشاه و آغاز دموکراسی در اسپانیا، تعدادی از ارتشیان به رهبری یک سرگرد هوادار فرانکو بمجلس حمله برد و از دختر فرانکو برای اعلام حمایت کمک خواست که با جواب منفی او روبرو شد و همه اشغال کنندگان مجلس دستگیر شدند. امروز آن کسانیکه در زمان دیکتاتوری فرانکو دانشجویان ضد او بودند فرانکو را با احترام یاد می کنند و کشتار او را در جنگ های داخلی فراموش می کنند. احترام آنها به فرانکو بخاطر پذیرش واقعیت قبل از مرگ بود.
  • در زمان دانشجوئی کتاب خاطرات رئیس انجمن دوستی اعراب و بریتانیا که از نمایندگان حزب کارگر بود منتشر گردید. او در خاطرات خود به ذکر دیدار با مرحوم جمال عبدالناصر و گلدامایر اشاره می کند. می گوید: بدیدار ناصر رفتم و از او پرسیدم؛ بالاخره شما اعراب با اسرائیل چه می خواهید بکنید؟ ناصر گفت که ما باید اسرائیل را بعنوان یک واقعیت بپذیریم و نباید مختصر درآمدی که کشور دارد را صرف خرید تسلیحات و ارتش کنیم. ما باید بفکر رفاه و توسعه اقتصادی مصر باشیم و مصر را از فقر نجات دهیم. سیاست “انتظار جنگ” مصر را هر روز فقیرتر می کند.
  • رئیس انجمن دوستی اعراب و بریتانیا می گوید؛ به اسرائیل آمدم و به دیدار گلدامایر رفتم. در اتاق گلدامایر هنوز ننشسته بودم که گلدامایر از من سوال کرد که: خبر چه داری؟ گفتم: خبرهای خوش برای شما دارم. می گوید همینکه نشستم گلدامایر پرسید خبر خوشت چیست؟ گفتم: ناصر به تنها چیزی که فکر نمی کند جنگ با اسرائیل است. ناگهان گلدامایر وسط حرفم دوید و گفت این بدترین خبری بود که بمن دادی، ما باید همه فکر و ذهن اعراب را بطور شبانه روز به جنگ واداریم. مصر توسعه یافته دشمن اسرائیل است. اعراب اگر از نظر اقتصادی توسعه پیدا کنند به بزرگترین دشمن اسرائیل تبدیل خواهند شد و ما نباید بگذاریم که آنها به فکر رفاه و آسایش مردم خود باشند.

در دنیای معاصر و بویژه در طی دهه های اخیر مطالعات و پژوهش های مختلفی در مورد وجه تمایز و معیار ارزیابی سیاستمداران از یکدیگر صورت گرفته است. در زمان رونالد ریگان دانشگاه هاروارد پژوهشی انجام داد که وجه تمایز سیاستمداران را پیدا کند. در ابتدای مطالعه نزدیک به ۱۰۰ فاکتور در نظر گرفته شد که امکان مقایسه و ارزیابی سیاستمداران را غیر ممکن نشان میداد و نهایتاً در جمع بندی بر روی یک فاکتور و یا عنصر توافق گردید و آنهم کلمه “VISION” یا “منظر” و به تفسیر اینجانب “آینده نگری واقع گرایانه” بود.

آنها برای کسانیکه بتوانند تحولات تا ۱۰۰ سال آینده را پیش بینی کنند ۱۰۰ امتیاز و برای کسانیکه ۱ سال را پیش بینی کنند ۱ امتیاز در نظر گرفتند. نتایج در مورد بعضی سیاستمداران وقت قابل تامل است:

 

             نام سیاستمدار                 مدت زمان آینده نگری             امتیاز                           علت

  1. رونالد ریگان                                   ۰                           ۰                              *
  2. گورباچف                                     ۴۰                         ۴۰              آینده شوروی را پیش بینی کرده بود
  3. هلموت کهل                                 ۴۰                         ۴۰              یکی شدن آلمان را پیش بینی کرده بود
  4. مارگریت تاچر                               ۶۰                          ۶۰             آینده اروپا را پیش بینی کرده بود

 

امروزه بزرگترین و برجسته ترین خصوصیت یک سیاستمدار، واقع گرائی در کنار شهامت و تدبیر توامان است. شاید گفتن این مطلب که ضرورتاً یک سیاستمدار نباید حتماً صداقت داشته باشد، سنگین و دور از شان یک انسان باشد. لیکن این امر هم بخودی خود یک واقعیت است.

  • می گویند اسقف ماکاریوس که زمانی رهبر مردم قبرس بود، در جائی عنوان کرده؛ از زمانیکه مسئولیت پذیرفته ام  شب ها نمی توانم بخوابم چون مشغول طلب بخشش از خداوند هستم که بخاطر مصالح و منافع مردم و کشور قبرس مجبورم “گاهی حقایق را کتمان و گاهی واقعیت ها” را بیان نمایم.
  • در جریان مذاکرات بین ایهود باراک نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی و یاسر عرفات رهبر فلسطین که با میانجیگری بیل کلینتون صورت گرفت، دو طرف به توافقات بسیار مهمی دست یافتند و برای اولین مرتبه دولت غاصب صهیونیست امتیازاتی که در گذشته سابقه نداشت به فلسطینیان داد. از جمله برسمیت شناختن بخش اورشلیم شرقی بعنوان پایتخت آتی دولت آتی فلسطین و… شاید خیلی ها هنوز صحنه ورود بیل کلینتون، ایهود باراک و یاسر عرفات را بمکان مذاکره را فراموش نکرده باشند. بعد از ورود کلینتون نوبت به یکی از این دو رسید و آنچنان این دو بهم تعارف ورود می کردند که آن صحنه تاریخی هنوز در ذهن ما باقیمانده است، که حاکی از عمق روابطی بین این دو بود. لیکن بعلت درخواست امتیازات بیشتر که حتماً حق فلسطینیان بود، ولی بخاطر شرایط زمانی از سوی ایهود باراک قابل اجرا نبود و رد شد و موکول به بعد گردید، نهایتاً کل مذاکرات به شکست انجامید.

اگر یاسر عرفات آینده نگر، واقع گرا بود و نگران هزینه شدن اعتبار و آبروی خود نزد مردم فلسطین نبود، میبایستی این امتیازات را مورد پذیرش قرار می داد و امروز برای مردم و کشور فلسطین سرنوشت دیگری رقم می خورد.

 

از زمان نوشتن این مقاله تا کنون نزدیک به دو ماه می گذرد و طی این دو ماه آنچه فکر نگارنده را بخود مشغول داشته اینست که؛ بالاخره پیام مقاله چه باید باشد و در تحلیل نهائی چه نتیجه گیری و بهره برداری از این وقایع و زوایای تاریخی معاصر   می توان داشت.

حقیقت آنست که هرچه بیشتر اندیشیدم، کمتر به نوشتن نتیجه گیری تمایل پیدا کردم؛ چراکه بنظر اینجانب خود مطلب عین جمع بندی و رسیدن به تحلیل نهائی است؛ تا نظر شما چه باشد؟

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه